|
روهر موجودات گیتیاند، چون همهی آفریدگان اهورمزدا-خواه رویند-متناسب با گوهر خویش فروهری دارند. [71]
هنوز هم در باور مردم هرکسی را ستارهای است در آسمان. در بُندهش [72] اختران، آب سرشت، زمین سرشت و گیاه سرشتاند. آب سرشتان عبارتند از تشتر، تریشگ، [73] پدیسپر، پیش پرویز و هفت ستاره که پرویز خوانند؛ زمین سرشتان هفتورنگ و میخ میان آسماناند و دیگر ستارگان گیاه سرشتند.
ابونصرقمی [74] به نوع دیگری از اختران اشاره میکند که با توجه به زمان تألیف (365 هجری)، بسیار جالب توجه است: ستارگان دیگری وجود دارند که حقیقتشان پیدا نیست؛ زیرا این ستارگان بخارهای خشکی هستند که از زمین بر میخیزند و تا جایگاه آتش بالا میروند و مانند ((استاره)) به نظر میآیند و چون جایگاهشان به زمین نزدیک است. متلاشی میشوند و از میان میروند. افسانهی آفریش ستارگان به طور عام و نبرد اختران با اباختران و تقسیم ستارگان به دو گروه هرمزدی و اهریمنی در ادب پهلوی، خواه ریشهی آریایی داشته باشد و خواه بابلی [75]، پس ازاسلام قرنها چنین گمان رفته است که ستارگان با نحوست و شگون خود سرنوشت انسانها را مستقیم و غیرمستقیم رقم میزنند. به نظر بویس [76] بابلیان براین باور بودند که جرمهای آسمانی خدایانی هستند که آگاهانه و به طور مستقیم بر آدمیان اثر میگذارند. آنان فکر میکردند چون حرکات اختران و اباختران روندی منظم و تکراری دارند، پس رویدادهای زمین نیز به وسیلهی آنان اداره میشود و پیوندی تنگاتنگ با گردش و چرخش آنان دارد. [77]
در قلمرو فرهنگ ایرانی پیدایش زروانیسم، قرنها آیین زرتشت را در سایه قرارداد، متکی بر همین تلقی خاص از آفرینش گیهان است. زروانیها حتی پیدایش خورشید و ماه و ستارگان را حاصل آمیزشی آسمانی میدانستند. برای زروانیان، آسمان، درمقام ناقل مشیت زروان به زمینیان، تعیین کنندهی همهی چگونگیها است و از این روی آنها به اخترشناسی توجه خاصی داشتند. [78] به قول زنر توزیع بخت خوب و بد با زروان بود و اختران و اباختران ابزارکار زروان بودند. زِنِر [79] براساس همین باور و اسطورهی خلق اختران است که شرح مبسوطی دربارهی نقش گیهان شناسی زروانیسم در ازدواج با محارم میآورد. البته اگر ازدواج با محارم برداشتی از اسطورهی خلق اختران نبوده باشد، به سبب توجیه آن به جعل اسطوره اقدام شده است. ریشههای احکام نجوم را نیز، که در رسالههای گوناگون به زمان ما رسیده است، باید در همین برداشت از ستیز در جهان اختران و اباختران و موقع قرار گرفتن آنها در پهنهی آسمان جست.
پانوشتها:
1- یسنا 44، بندهای 3 تا 5
2- ص59
3- بندهش، 43، نیزنک: Henning"An Astronomical Chapter of the Bundahishn",Acta Iranica,IX(II)/95-114.
4- آنچه در جلو است.
5- آنچه در پشت سر است.
6- Bartholomae,Altiranisches Worterbuch,79-80,Hubschmann,Iranici",ZDMG,XXXVIII/428.
7- Justi,Handbuch der Zendsprache,24
8- آنجا که ستارگان فرو میروند؟
9- Mackenzie,A Consice Pahlavi Dictionary,2,Nyberg,A Manual of pahlavi,11/25
10- نک:نیبرگ، همان جا؛ معین، برهان قاطع، 204، حاشیۀ2.
11- -Bartholomae,"Randbemerkungen zu Fr.spiegi,s<Die arische periode und ihre Zustande>,"ZDMG,XLII/154
12- Barthollmae,Altiranisches Worterbuch,80
13- همانجا